سرزمین مادری وارث خاطرات نسلها
سرزمین مادری شناسههایی همچون فرهنگ، آئین، اقلیم و نحوه معشیت مردم را در بردارد. در این سرزمین علیرغم اینکه انسانها همنژاد و هم مذهب با یکدیگر نیستند و اغلب کیلومترها دور ازهم و بسیار متفاوت زندگی میکنند، تفکرات معنوی، پندارها، نیازها و ارزشهای ذاتی و خواستههای واقعی و یکسانی دارند و آنچه که در ناخودآگاه ذهن، جوهر و مفهوم درونی آنها شکل میگیرد همانند است.
همین تشابهات آنچنان حس تعلقی در میان مردمان آن مرز و بوم ایجاد میکند که گویی همگی انتزاعی از یک مکان خاص هستند. آنان در جای جای این کره خاکی تأثیرات هماهنگ و همسان به جای میگذارند. این تأثیرات هماهنگ نشأت گرفته از هنجارهای اجتماعی شناخته شده و فرهنگ جاری است. با یک رویکرد ناب و تاریخگرایانه نسبت به سرزمین مادری میتوان گفت:
محلات قدیمی در سرزمین مادری قلمرو پایه در پیوندهای اجتماعی به شمار میروند و شکلگیری بخش عظیمی از کمالات انسانی در دل این محلات کوچک رخ میدهد. سرزمین مادری در دوران کودکی در قلمرو محلی مطرح است و حوزه نفوذ آن در سنین نوجوانی در قلمرو ملی مطرح میگردد. حال آنکه در بزرگسالی گاه کل کره خاکی بعنوان سرزمین مادری آدمیان تلقی میگردد. آنچه در همه اینان مشترک است احساس تعلق قوی در سرزمین خاطرههاست.
من از این خانه پر نور به در مینروم
من از این شهر مبارک به سفر مینروم
منم و این صنم و عاشقی باقی عمر
من از او گر بکشی جای دگر مینروم
در سرزمین مادری معانی بس عظیم نهفته است که پوسته ظاهری متفاوت این سرزمین در هر زمان آن را در برگرفته است. آنچه در این سلسله ادوار تداوم یافته مفهومی با نام هویت است. احساس «این همان و این نه آنی»!
حفاظت از سرزمین مادری به منزله حفاظت از جوهر زندگی و هویت ملی است. حفاظت از خاطرات نسلها و روح دورانهاست.روح حاکم بر کالبد سرزمین مادری در فرهنگ ساکنان آن تأثیر گذاشته و به سایر نقاط جهان نیز تسری مییابد.
آنچه از سرزمین مادری ما نقش بر خیال بسته ،معاشقه آب و گیاه در باغ ایرانی است و تلاش ایرانیان برای وصال و پناه بردن از گرمای جهنمی جبار به سایه طوبایی درخت و دل سپردن به زمزمه مزامیری جویبار.
اما ایرانیان در آن هنگام که در باغ حضور ندارند ،نقش تمثیلی از آن را در قالی درون خانه جلوه گر ساخته اند که تأثیرش آنچنان جهان شمول و فراگیر گشته که در مراسم
ترحیم پاپ بزرگ در اروپا از قالی ارزشمند ایرانی استفاده میگردد ویا کف زیباترین مسجد امارات متحده عربی با بزرگترین قالی جهان که یک قالی زیبا و دستباف ایرانی است فرش میگردد.
همچنین انتزاعی از گل و درخت را به صورت بته جقه برپارچه و کاشی میتوان دید وغایت این نقوش انتزاعی به شکل صور اسلیمی در همه فضاهای زندگی معنوی همچون عبادتگاه و مسجد حضور یافته است.
بوی کاهگل در کوی و برزن ،نقش گل و مرغ بر درب خانه ها و نقوش شمسه و لوتوس بر دیواره ها و حصار خانه ها ، باغچه کوچک خانه پدری با رایحه شکوفه های درختان میوه و حیاط مرکزی خانه مادر بزرگ که کانون تمرکز و تجمع همگان گرد طبیعت کوچک درون خانه است ،همه و همه برانگیزنده احساس دلتنگی نسبت به سرزمین مادری است که در هر پلک برهم گذاشتن بر پرده ذهن نقش می بندد.
خاطرات جمعی از مراسم و اعیاد مذهبی ،حال و هوای عید در مراسم نوروز، لباسهای محلی و اغذیه بومی، بوی خاک باران خورده در کوی و برزن محلات قدیمی ،یادواره آهنگ دلنشین اذان ،حضور چهار فصل در خاطرات و آلبوم عکسها تداعی گر احساس شعف و اشتیاق دوران کودکی در سرزمین مادری است .
امروز بر سر این فرهنگ و تمدن کهن چه آمده؟آیا چیزی برای نقش بستن در خاطراتمان هست که به سالهای بعد ببریم؟ آیا ردپای هویت هنوز در بقایای تصاویر شهر هست؟ آیا نسلهای آتی خاطره ذهنی اصیل و جاودانی از سرزمین مادری خود خواهند داشت؟محمدمهدی محمودیـ لیدا اسلامیhttp://ammi.ir